خرید بک لینک
بعد مدت ها اومدمکل نوشته های اینجا رو خوندمچه دوران سختی داشتمچقدر بی عقل بودمعشق الکیهعشقی که یه طرفه باشه فقط وابستگیهآدم میتونه بارها عاشق شهادامه عشق بستگی به حس طرف دارهاگه همراهت نباشه عشق تموم میشهالان ۲۹سالم شدهوضع مالیم بد نیستعاقل و ساکت شدمدیگه دنبال کسی نمیرماز اون آدمایی که تو نوشته های قبل از این متن هستن هیچ خبری نیستبه کل محو شدن از زندگیمآدمیزاد فقط به خودش میتونه تکیه کنهنمیگم دیگه هیچ حسی ندارمبالاخره آدممممکنه از کسی خوشم بیادولی تهش هیچی نیستمن قبول کردم تو عشق بدشانسمتو زند

برچسب: نویسنده: حامد جلالی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 1:39

عاشق جاده امعاشق اینم تو جاده ها رانندگی کنم آهنگ گوش کنمآخرین بار اوایل مرداد۱۴۰۴ تو مسافرتم مست کردمدیگه تو مستی دلم برا کسی تنگ نشد، یاد کسی نبودم.این بالا رفتن سن چه ترسناکهاحساسات تند و شدید جوونی دیگه سرکوب میشندیگه آدم فقط زندگیشو میکنه، حوصله نداری با چیزی سر و کله بزنیتو این مدت یه اتفاق عجیب افتاداول خرداد بود، یکی وارد محل کارم شد، دقیقا شبیه به عشق اولممو نمیزنه باهاش. صدای عشق اولم از ذهنم رفته، ولی فکر میکنم شاید صداشم همینجوری بودوقتی دیدمش خشک شدمچرا انقدر شباهتنمیدونم چرا، ولی ا

برچسب: نویسنده: حامد جلالی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 1:39

صفحه بندی